![]() |
![]() |
|
| ×..تو که نیستی از خودم بی خبرم ..× |
|
دارم از تو می نویسم
که نگی دوستت ندارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:25 توسط عرفان |
|
|
دلم برات تنگ شده جونم می خوام ببینمت نمی تونم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:24 توسط عرفان |
|
|
یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم غیر تو که دوری از من دل به هیچکسی نبستم
تو میروی و من فقط نگاهت می کنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم بی تو یه عمر فرصت گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم تا عمر دارم چشم به راهت می مانم...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:13 توسط عرفان |
|
|
اگه کسی تو رو با همربونیت دوست نداشت
دلگیر نباش که نه تو گناهکاری نه اون اون دلش برای پذیرش مهربونی تنگ است گناه از اون نیست تو هم با همه مهربونیات زیباترین معصوم دنیایی پس خودت رو گناه کار نبین پس از ناسپاسان نرنج ........ اما !!!!!!!!!!
برای شادی دلشان بکوش که با همربونی دل تو آروم می گیره دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند تو به پاس زیبای عشق عشق بورز |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 3:13 توسط عرفان |
|
دلم رو بردی باز از اون دیگه چی میخوای دارو ندارم مال تو دیگه چی میخوای برو بزار بسوزم با بی کسیهام
دوستت دارم دلم برات تنگ شده من عاشقت بودم ولی هرگز تو یادت نمی یاد گرچه هنوز دوست دارم اینو غرورت نمی خواد
کاشکی اون لحظه آخر عشق و تو چشام می خوندی قلب تو صدام و نشنید رفتی با غریبه موندی
وقتی که رفتی بی کسی را تازه فهمیدم
در انتظار زندگی روزهای زیادی است که دیگر نفس نمی کشم
می نوازم یادت را... ردپای تو هنوز مانده بر روی غروب لحظات... تو نرفتی زینجا... یاد تو پر شده در خاطره ها...
توي آينه خودت رو ببين چه زود زود توي جوني قصه اومد سراغت پيرت كنه نزار كه تو اوج جوني غبار غم بشينه رو دلت يهو پير رو زمين گيرت كنه منتظرش نباش ديگه اون تنها نيست تا آخر عمرش اگه تنها باشه اون نمياد خودش مي گفت يه روزي ميزاره ميره خودش مي گفت يه روز خاطره هاتو مي بره از ياد آخه دل من دل ساده من تا كي مي خواي خيره بموني به عكس روي ديوار آخه دل من دل ديونه من ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر آزگار ديدي اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندي و بي كسي و يه عمر خاطره پيش روت ديگه نمياد ديگه پيشت نمياد از اون چي موند برات به جز يه قاب عكس روبروت |
|||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:58 توسط عرفان |
|
|||
|
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله
براي روز ميلاد تن خود منه آشفته رو تنها نذاري براي ديدن باغ نگاهت ميون پيكر شبها نذاري همه تنهايي ها با من رفيق ان منو در حسرت عشقت نذاري براي روز ميلاد تن خود من و دور از دل و ديده ات نذاري دلم تنگه و مهرت رو مي خواد دلم رو در پي غم ها نذاري ميام تنها توي قلبت مي شينم منو قلب ات رو جايي جا نذاري عزيزم
منو اون سوي جشن دل نذاري
یک دروغ ساده... از این بیشتر نمی تونم عاشقت باشم... یه حقیقت ساده تر... به تو نمی رسم...
... اگر نقطه چین ها نبودند من تا قیامت در کنارت می ماندم و با عشق غصه هایت را می شستم
چه کسی باور کرد که خرمن عمر مرا آتش عشق تو خاکستر کرد...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:54 توسط عرفان |
|
|
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:42 توسط عرفان |
|
|
توي آينه خودت رو ببين چه زود زود توي جوني قصه اومد سراغت پيرت كنه نزار كه تو اوج جوني غبار غم بشينه رو دلت يهو پير رو زمين گيرت كنه منتظرش نباش ديگه اون تنها نيست تا آخر عمرش اگه تنها باشه اون نمياد خودش مي گفت يه روزي ميزاره ميره خودش مي گفت يه روز خاطره هاتو مي بره از ياد آخه دل من دل ساده من تا كي مي خواي خيره بموني به عكس روي ديوار آخه دل من دل ديونه من ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر آزگار ديدي اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندي و بي كسي و يه عمر خاطره پيش روت ديگه نمياد ديگه پيشت نمياد از اون چي موند برات به جز يه قاب عكس روبروت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 7:14 توسط عرفان |
|
|
دلم رو بردی باز از اون دیگه چی میخوای دارو ندارم مال تو دیگه چی میخوای برو بزار بسوزم با بی کسیهام
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 7:12 توسط عرفان |
|
وای اگه کسی دست تو رو بگيره من پيش کی فرياد بزنم که زندگيمو ازم گرفتن. اگه يه روز سرت رو شونه کسی باشه به کی بگم دارم می ميرم. اگه يه روز نگات تو نگاه کسی باشه به کی بگم که خورشيدمو گرفتن. اگه من با تو نباشم به کی بگم که نهايت عجزم.به کی بگم همه عشق من نصيب کسی ديگه هستش وکمرم داره ميشکنه. به کی بگم هيچ کس مثل من قدرشو نمی دونه.هيچ کس مثل من دوسش نداره. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 7:47 توسط عرفان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
می خوام با تو باشم
عاشقی که تنها باشه ، توی دنیا نمی مونه دل عاشق رو شکستن ، شده کار این زمونه.... توی هفت آسمون تو تک ستاره منی به خدا ناز نگاتو به دنیا نمی دم در تاریکیه شب 3 شمع روشن کردم اولی برای بودنت , دومی برای دیدنت و سومی برای بوسیدنت .در آخر هر 3 را خاموش کردم برای در آغوش گرفتنت!!! |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1385 |
| پیوندها |
|
نازنین |
|
RSS
|